ابراهيم عاملي ( موثق )
473
تفسير عاملي ( فارسي )
گفت : از براى اينكه ما گوئيم : سهو و نسيان بر ايشان روا نباشد در آنچه از خداى - تعالى ميگذراند ، چه اگر روا باشد وثاقت برخيزد از قول ايشان در اداء رسالت ، فاما در امور دنياوى روا داريم سهو و نسيان بر ايشان مادام كه مستمر نشود كه منفر باشد ، و چگونه سهو بر ايشان روا نبود و ايشان بخسبند و بيمار شوند و بيهوش شوند در بيمارى ، و در مجمع البيان نيز همين اعتراض و جواب را نوشته است . فخر : بعضى از حشويّه گفتهاند : اين آيه ميفهماند كه بحث در ذات و صفات خدا جايز نيست ، ولى ادعائى است نادرست ، زيرا معنى خوض طعنه و استهزاء است ، نه بحث و استدلال و كشف مطلب . و جمله ى « يُنْسِيَنَّكَ » در قرائت ابن عامر با تخفيف ياء است و چون در آيت جلو گفته شد « قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ » يعنى مسئول نگهدارى و حفظ دين شما نيستم ، در اين آيه معين شده است كه علاوه بر اين با آن كافران كه مسخره ميكنند همنشينى هم جايز نيست . « وَما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ تا آخر آيه » 69 مجمع : بيشتر مفسّرين گفتهاند : يعنى از حضور در مجلس كافرين بر متّقين باكى نيست ، و مقصود از اعراض و رو گردان از كافران آن است كه شايد عمل ايشان موجب تنبه و اصلاح كافران بشود . و بلخى گفته است : يعنى از حساب و كتاب قيامت چيزى دامنگير مؤمنين نميشود ، لكن ياد - آورى است براى آنها تا بدانند كه حسابى در ميان است و تقوى پيشه كنند . ابو الفتوح : ممكن است اين آيه ناسخ آيت اوّل باشد ، چون مفسّرين گفتهاند پس از نزول آيت اول كه امر باعراض شد ، مسلمانان گفتند اگر از آنها اعراض كنيم بايد به مسجد الحرام نرويم و طواف نكنيم ، به اين آيه دستور اعراض ، نسخ شد ، و گفته شد كه گناه آنها به حساب شما گذاشته نميشود ، پس اعراض نكنيد از كافران ، و ممكن است تخصيص آيت اول باشد كه چون امر باعراض شد و مسلمين گفتند : بايد از ورود به مسجد و طواف محروم شويم اين آيه محدود كرد منع از مجالست و اعراض را كه در مسجد و هنگام طواف گناه مسخره ى كافران بر شما نيست و در آن هنگام مجاز هستيد به مسجد برويد و طواف كنيد و با آنها آميخته باشيد .